امام جواد علیهالسلام
ای جوانترین سخاوتمند!
جود و سخاوت را از تو آموختهایم! چرا که پدرتان حضرت رضا علیهالسلام از خراسان برایتان اینگونه نوشت: فرزندم، پدرت فدایت! اموالم را برایت شرح دادم و اکنون من زنده و سالمم. خداوند بر تو منت گذارد با صلۀ نزدیکان و منسوبین حضرت موسی بن جعفر و جعفر بن محمد علیهالسلام. اکنونکه خداوند بر تو وسعت دارایی آورده، بایسته است هم انفاق کنی و هم به خویشان و مردمان قرضالحسنه دهی.
محمد بن على بن موسیالرضا علیهالسلام نهمین پیشواى شیعیان است. ایشان تنها فرزند امام رضا علیهالسلام هستند که در جوانی زمانی که فقط 28 سال بیشتر سن نداشتند و در تبعید بودند به دست همسرشان «ام فاضل» که دختر «مأمون عباسی» بود با سم به شهادت رسیدند، ایشان در طی عمر گهربارشان با مخالفان و عدهای که بعد از مرگ پدر بزرگوارشان امام رضا علیهالسلام ایشان را باوجود سن کم و کودکی به امامت قبول نداشتند به مقابله بر خواستند و پاسخهای محکم و منطقی به رفتارهای افراطی این افراد دادند، ایشان همانیاند که بااخلاق و پاسخهای متقن و پر از حکمت، کردار و عقاید ما را تقویت فرمودی و به ما آموزش اخلاق و رفتار دادی و اعمال ما را با گفتههای کوتاه و محکم الگو شدی تا آنجا که حتی مخالفان در اخلاق و سخاوتت نوشتهاند: تو جوادی! چراکه از بغداد هرسال بیش از یکمیلیون درهم برای نیازمندان ارسال میکردی.
مرقد مطهر این امام بزرگوار در شهر «کاظمین» در کشور «عراق» است.
السلام علیک یا جواد ائمه
من به لطف نگاهــت ای باران/ سـوی مشهــــــــــد زیاد میآیم
دست بر روی سینه هر بار از/ سمت باب الجـــــــــواد میآیم
با حضورت ستارهها گفتند/ نور در خانۀ امام رضاست
کهکشانها شبیه تسبیحی/ دستِ دُردانۀ امام رضاست
مثل باران همیشه دستانت/ رزق و روزی برای مردم داشت
برکت در مدینه بود از بس/ چهرهات رنگ و بوی گندم داشت
زیر پایت همیشه جاری بود/ موج در موج دشتی از دریا
به خدا با خداتر از موسی/ بی عصا میگذشتی از دریا
با خداوند همکلام شدی/ علت بُهت خاص و عام شدی
«کودکیهایتان بزرگی بود»/ در همان کودکی امام شدی
رزق و روزی شعر دست شماست/ تا نفس هست زیر دِیْن توایم
تا جهان هست و تا نفس باقی است/ ما فقط محو کاظمین توایم
شاعر: «حمیدرضا برقعی»
آیا مایل به نظردهی می باشید؟