الله یار پسر بچه ای است که با پدر جنگلبانش زندگی می کند. شبی آلله یار با صدایی بیدار شده و به حیاط خانه می رود و متوجه می شود که یک بز کمیاب به نام بز مار خور در یک جعبه در حیاط آنها افتاده شکارچی برای پس گرفتن مارخور به پدر الله یار حمله کرده و بز و الله یار را با خود می برد . الله یار وقتی ماشین می ایستد، با مارخور فرار می کند. الله یار و مارخور که نامش مهرو است با هم به سمت سیاکوه به راه می افتند تا خانواده مهرو را از خطر بازگشت شکارچی ها آگاه کنند. الله یار و مهرو در راه با سه گرگ، دو خرگوش و یک پرنده و یک بچه یوزپلنگ برفی مواجه می شوند و در نهایت موفق می شوند خانواده مهرو را نجات دهند و الله یار هم پیش پدرش برمیگردد.
آیا مایل به نظردهی می باشید؟