همهٔ داستانهای شکرستان در یک شهر قدیمی و خیالی روی میدهد. هر قسمت، داستانی مجزا دارد که مردم شکرستان بنا به نیازهای دراماتیک هر قصه، در هر قسمت نقشی متفاوت برعهده میگیرند و داستان را رقم میزنند. در این شهر قدیمی و داستانی، هیچکس در جایگاه خود نیست و تلاش شده تا با دفورماسیون تصویری و دراماتیک، شیوهای اتخاذ شود که کوچک و بزرگ پس از خندیدن به طنز داستانها، عمیقاً به فکر فرو روند و آینهٔ رفتارهای اجتماعی و فرهنگی خود را بازنگری کنند.
فضای شهرشکرستان براساس ابنیه و ساختمانهای باستانی و تاریخی ایران که از قدمت کهنی برخوردار هستند الهام گرفته شدهاست. البته اصل دفورماسیون تصویری برای انیمیشن نیز رعایت گردیده و همچنین در رنگ آمیزی محیط و اشخاص از رنگها و اسلوب اصیل ایرانی که در نقش و نگارهای گوناگونی از معماری تا مینیاتور و فرش و غیره میتوان یافت بهره گرفته شدهاست.
شکرستان بیش از ۱۰۰ شخصیت گوناگون دارد که بنا به نیازهای داستان در هر قسمت سروکلهٔ شان پیدا میشود و نقشهای متفاوتی چون تاجر، کارگر، مردم شهر، بچههای مدرسه، ریش سفید و.. را برعهده میگیرند؛ ولی چند شخصیت محوریت بیشتری دارند:
بهلول: خردمندی که همه او را دیوانه میپندارند. او نماد خردورزی کودک درون است و شاید دوست داشتنیترین شهروند شکرستان.
پهلوان و نوچههایش: شخصیتی زورگو ولی توخالی و بی کاره که فقط بلد است لاف بزند.
قاضی: این قاضی شهر ما حکم خودش را بر اساس پول افراد میدهد و غیرقابل اعتمادترین شخص در شکرستان است. اسکندر: اسکندر شخصیت یک بچه کوچک در شکرستان است که ماجراهایی برای او اتفاق .
ننه قمر: ننه قمر پیرزنی است با پشت خمیده و چادر گلدار که عینکی به چشم دارد.


ارسال دیدگاه
ارسال
جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید
دیدگاه ها