کاپیتان سابرتوث از یک طرف و پادشاه و ملکه از طرف دیگر به دنبال دستیابی به الماس جادویی برای برآوردن
آرزوهایشان هستند. در این بین دو برادر که از داشتن همدیگر اطلاعی ندارند هر کدام در یک طرف داستان
درگیر الماس و پیدا کردن آن می شوند. تا اینکه این دو در یک جا به هم می رسند و در آن جا زمانی که همه به
دنبال برآوردن آرزوهای خود هستند، یکی از برادرها آرزو می کند که الماس جادویی نیرویش را از دست بدهد تا
این همه جنگ و جدال به پایان برسد. او از این طریق آرامش را به سرزمینش برمی گرداند


ارسال دیدگاه
ارسال
جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید
دیدگاه ها