داستان این فیلم کوتاه درباره روزهای اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی در یکی از مناطق استان فارس است. روستاییان و کشاورزان شادمان و ممنون از خدای خویش مشغول درو گندم هایی که کاشته اند هستند. سهراب نوجوانی ۱۴ساله به همراه پدرش مشغول درو گندم است. او در پی این است که زودتر کار درو تمام شود و برای تفریح و گردش به مانند دیگر دوستانش در تعطیلات تابستان به شهر شیراز رود. اما حضور جمعی از منافقین در منطقه و آتش زدن گندمزار توسط آنها که برای بدنام کردن دولت و اعتراض مردم انجام داده اند توسط سهراب دیده میشود و این نوجوان قهرمان در مسیر بازگشت و اطلاع این موضوع به فرمانداری مورد اصابت این منافقین خبیث قرار میگیرد که بالاخره علیرغم خونریزی زیاد خود را به روستا میرساند.


ارسال دیدگاه
ارسال
جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید
دیدگاه ها