داستان فیلم با بازگشت «برنی» آغازمی شود. «هالی» و «کوین» از این اتفاق خیلی هیجان زده اند اما زمانی که متوجه می شوند دشمن قدیمی شان، «وینستون»، که با همدستی شهردار قصد داشت در ساحل اقیانوس، کارخانه شیمیایی خطرناکی را راه اندازی کنند و به زندان می افتد حکم آزادی مشروط داده اند. او به حکم دادگاه در مرکز آبزیان موظف به انجام خدمات اجتماعی می شود تا در صورت حسن انجام کار زودتر از محکومیتش خلاص شود. هالی و کوین فرزندان رایان نیز اکنون در مرکز که پدرشان نیز مدیر بازاریابی آنجاست، مشغول به همکاری برای نگهداری از حیوانات هستند. آنها با دیدن میلز شوکه و نگران می شوند و باور ندارند که او قصد خیری از آمدن به مرکز داشته باشد و نیز برگشته تا برنی را بدزدد؛ پس تمام عزمشان را برای نجات برنی جزم می کنند.


ارسال دیدگاه
ارسال
جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید
دیدگاه ها